سلام
آقا بی مقدمه بگم : عاشق هیستوری تورها هستم !! ... و اگه هر چند هفته یک بار حداقل یه دونه هیستوری تور نگاه نکنم نمیدونم چه بلایی ممکنه سرم بیاد !!

امروز میخوام از یکی از جالب ترین صحنه هایی که در هیستوری تورهایی که دارم و دیدم براتون بگم ...در واقع خیلی این صحنه رو دوس دارم ... این صحنه ی جالب مربوط به اجرای ِ You Are Not Alone در شهر Vienna کشور اتریش در تاریخ دوم جولای سال 1997 هستش ...همه به خوبی میدونن که در هر اجرا ، موقع u r not alone ، مسئولین کنسرت یکی از دختر خانم های ِ ردیف جلو رو از جمعیت خارج و به روی استیج کنار مایکل می بردند ... مایکل لحظاتی اونها رو در آغوش میکشید و بعد از اون مسئول امنیت مایک در صحنه میومد و دختر خانم رو از روی استیج خارج میکرد ... بضعیا موقع رفتن تقلا میکردند و حاضر نبودند دست مایکل جکسون رو رها کنند و خیلی ها هم آروم و متین با آقاهه از صحنه خارج میشدند ... تکون دهنده ترین ِ این لحظات _ از نظر من _ یکی مال ِ هیستوری تور مونیخ و دیگری مال همین هیستوری تور Vienna هستش ... تصویر و کیفیت مونیخ واقعاً خوبه اما دومی با دوربین دستی فیلم برداری شده و متاسفانه سیاه و سفیده .... اما خوب ... وقتی صحنه بخواد بگیردت مهم نیست که سیاه سفید باشه یا رنگی ! ...... من و خواهرم همیشه وقتی هر توری از مایکل رو به لطف دوستان خوبمون به دست میاریم اول یه راست به سراغ آهنگی میریم که دراون کسی رو به بالای ِ صحنه می برن ... وقتی ده- بیست بار بالا رفتن و بغل کردن مایکل توسط اون دخترا رو دیدیم و کلی جیغ کشیدیم بعدش به سراغ آهنگای دیگه میریم !!! توی Bad Tour و Dangerous سر آهنگ She's Out Of My Life و در هیستوری تور این آهنگ You Are Not Alone هستش ... البته در هیستوری سئول سر Earth Song وقتی مایکل داره با اون وسیله ی بالابر به سمت بالا میره یه آقا پسری میدوه و با او به بالایِ سر جمیعت میره و در اون لحظه ها مایک در حال خوندن فقط مواظب اون پسره که بیرون از حفاظ وایستاده و سعی میکنه با تمام قدرت نگهش داره ... این یعنی حرفه ای بودن محض ! کنترل کردن همه چی حتی در سخت ترین شرایط ......
و حالا you are not alone در استادیوم Ernst-Happel شهر Vienna کشور اتریش ... :
Smooth Criminal با هیجان خاص خودش به پایان رسیده ....صدای ِ جیغ و داد کشیدن بی امان جمعیت داره به گوش میرسه ... حالا لحظه ی آروم گرفتن روح و جسم فرا رسیده ...اجرای ِ You Are Not Alone ...آهنگ شروع میشه اما مایکل هنوز وارد صحنه نشده ...
یه یک دقیقه ای همینجوری از آهنگ میگذره تا خلاصه مایکل وارد صحنه میشه :

That you are not alone
For I am here with you
Though you're far away
I am here to stay
But you are not alone
For I am here with you
Though we're far apart
You're always in my heart
But you are not alone
دقیقه ی 1:20 تصویر به عقب میره و فاصله ی بسیار زیاد کسی که مشغول فیلم برداریه تا استیج به خوبی آشکار میشه ... _ خدا پدر مادرش رو بیامرزه !! _

...
تقریباً همون لحظه هایی از آهنگه که یک نفر باس بره بالا ...
Just the other night
I thought I heard you cry
Asking me to come
And hold you in my arms
I can hear your prayers
Your burdens I will bear
و دختر خانم مذکور به روی صحنه فرستاده میشه ... از تلو تلو خوردنش و دستی که روی سرشه میشه فهمید که واقعاً هُل کرده و گیجه !!

به سمت مایک میره و دستش رو دور گردن ِ او حلقه میکنه ....

اما چند ثانیه ی بعد ...

مثل همه ی اجراهای ِ دیگه مایکل سعی میکنه باهاش بچرخه و برقصه اما دختره اصلاً حرکتی نمیکنه !! در واقع این مایکل بوده که داشته اون رو حرکت میداده !! ... اون ختر خانم تو بغل مایکل بیهوش شده بوده !

مایکل که در حال خوندن بوده ناگهان متوجه این موضوع میشه و در حال خوندن او رو بغل میکنه و به مسئول امنیت صحنه میده تا او رو برای مداوا از صحنه خارج کنه ...




و جمعیت با فریادهاشون به حد انفجار میرسن .....
اوه خدایِ من ! مایکل جکسون با اون هیکل نحیف و ظریف؟! آدمی هم هیکل خودش رو بلند کرده رو بغل کرده و حرکت داده ؟! اونم در حال خوندن و اجرا در برابر هزاران نفر ؟!
دیدن این صحنه ها برای اولین بار واقعاً منو حیرت زده کرد ...... البته خیلی ها به روی صحنه رفتن و عکس العمل های خاص خودشون رو در برابر ام جی داشتن و همه ی اونا آدمو هیجان زده میکنه... اما این دختر ........ علی در این باره میگفت : این طبیعی ترین واکنشیه که در برابر اون عظمت و شکوه انسان میتونه انجام بده !!
بودن در کنار او ... برای لحظاتی ... در آغوشش ... شنیدن صداش از نزدیک ترین فاصله ... حس کردن نوازشش .....وای پسر ... کوتاه بیا ! من یکی که طاقتش رو ندارم !!!
خلاصه ( او ) با قدرت و زیبایی همیشگیش آهنگ رو زیباتر از همیشه ادامه میده و اون رو به پایان می رسونه ....

خوبه بدونید مایکل در دوم ژوئن 88 و در بیستُ ششم آگوست 92 ، تور بَد و دنجروس رو در در استادیوم Prater همین شهر یعنی Vienna اجرا کرده و این شهر میتونه تا ابد به این سه رخداد بزرگ در تاریخش افتخار کنه و ما هم همچنان به تاریخ و تاریخسازامون به خاطر حماقتاشون لعنت بفرستیم !! اینجوریاس دیگه ... چه میشه کرد ؟!
راستی 29 آگوست هم نزدیکه ... سالروز تولد ( او ) . امسال او 50 ساله میشه و این روز رو در کنار سه فرشته ی کوچولوش پرینس مایکل و پاریس و بلکنت کوچولو جشن میگره . نیم قرن گذشت ...دنیا شاهد نیم قرن انرژی،موسیقی،رقص،و والاترین حد هنر بوده ... افتخار میکنم که امسال هم در کنار سایر عاشقان و طرفداران ام.جی در دنیا این روز رو جشن میگیرم و شادی میکنم ...ولی ای کاش فاصله هایِ نامَرد(!) کمتر بودن تا میتونستیم حقیقتاً به هم نزدیک باشیم و دست در دست هم برای او شادی کنیم ... اما خوب ... چه فرقی میکنه ... اگه همو دوست داشته باشیم و به یاد هم باشیم مهم نیست که چقدر از هم دوریم ...اینو خودِ ( او ) بهمون یاد داد ... منتظر عملی شدن وعده هایی ( او ) برای روزهای ِ آینده هستیم ... منتظر دیدن چهره ی مهربون و صدایِ آسمونیش .... امیدوارم امسال به هممون یه حال اساسی بده !!

و نکته ی آخر این که اون دوستم فرانَک ، که در پست قبل ازش نوشته بودم ، سی دی تصویر (!!) ام جی رو با خودش به کلاس زبانشون برده و حسابی بروبکس شون شیفته شدن و قراره در جلسات آینده متن شعر ها رو کپی کنه و به بچه ها بده تا همه با هم بخونن و از هم خوانی لذت ببرن ... درود به معلمشون که پذیرای این چیز گرانبها شد ... ضرر نخواهند کرد ... حداقل این که ته خطِ انگلیسی زبان بودن رو می فهمن یعنی چی !!!
و در پایان
تقدیم به او :
چه دور
چه دور
و دنیایِ ما چقدر کوچک است.
تو آن سو
من این سو
و خیابانِ بزرگ
بی انتها
میانِ ما.
دستت کو ؟!
دستم کو ؟!
سوال ها
جواب ها
عشق ها وُ
نمی دانم ها.
و آسمانِ بزرگ
بی انتها
بالایِ سر ِ ما.
می بخشیم آیا
فاصله ها را
و دستهایی که دستانمان را
به جایِ ما دونفر گرفتند ؟!
چه دور
چه دور ،
و با این همه
چه نزدیک ...

Keep On Dancing
mjsarahmj@yahoo.com
تا بعد...









